شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، جواد مجابی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش و طنزپرداز برجسته ایرانی، پس از یک دوره بیماری در ۸۷ سالگی درگذشت . او که از دهه ۱۳۴۰ فعالیت ادبی و هنری خود را آغاز کرده بود، در طول بیش از شش دهه، در حوزههای شعر، داستان، رمان، طنز، نقد ادبی و هنری و نقاشی آثار متعددی خلق کرد و از چهرههای شناختهشده و تأثیرگذار فرهنگ معاصر ایران بود .
اما آنچه جایگاه مجابی را در میان همدورانش متمایز میکند، نه فقط تنوع حیرتانگیز فعالیتهای اوست، بلکه نگاه عمیق و بعضاً انتقادی او به جریانهای نوین فرهنگی، از جمله ورود فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی به عرصه هنر و ادبیات است. او که خود یک «منتقد» بود، نسبت به نقش الگوریتمها در تحلیل و خلق اثر هنری، نگاهی تردیدآمیز داشت و معتقد بود که روح شعر و نقد، در محاسبات ماشینی گم میشود.
در این مقاله، به میراث فکری مجابی در مواجهه با فناوری، و جایگاه هوش مصنوعی در هنر و نقد ادبی امروز میپردازیم.
بخش اول: جواد مجابی؛ میراثی از اصالت در برابر ماشین
شش دهه فعالیت؛ از شعر تا نقد هنرهای تجسمی
جواد مجابی در ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین متولد شد . او فعالیت حرفهای خود را با روزنامهنگاری آغاز کرد و با نشریات معتبری همکاری داشت . این تجربه، نثر پخته و صریح او را شکل داد که در تمام نوشتههایش - اعم از داستان، نقد و مقاله - مشهود است .
دستاوردهای او در حوزههای مختلف قابلتأمل است:
در شعر: نخستین مجموعه شعر او با عنوان «فصلی برای تو» در سال ۱۳۴۴ منتشر شد و او را به عنوان شاعری نوگرا معرفی کرد .
در داستان و رمان: آثاری مانند «شب ملخ»، «شهربندان»، «باغ گمشده» و «مومیایی» از مهمترین آثار داستانی او محسوب میشوند .
در طنز: او با تکیه بر میراث کلاسیک ادبیات ایران، بهویژه عبید زاکانی، طنزی مدرن و انتقادی خلق کرد که در عین خندهآوری، تلخ و تکاندهنده بود. مجموعههای «عبید بازمیگردد» و «نیشخند ایرانی» از جمله آثار شاخص او در این حوزه هستند .
در نقد هنرهای تجسمی: کتاب دو جلدی «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» که حاصل سالها تحقیق و کنکاش اوست، بیتردید یکی از مهمترین و جامعترین اسناد تاریخ هنر معاصر ایران محسوب میشود .
او در سالهای پایانی عمر نیز دست از خلق اثر برنداشت. در سال ۱۴۰۵، زمانی که در بیمارستان ایرانمهر بستری بود، مجموعهای از نقاشیهایش با عنوان «شبهای سفید بیمارستان و من» به نمایش درآمد .
مردی که به الگوریتم «نه» گفت
با وجود تسلط بر عرصههای مختلف هنری، جواد مجابی هرگز به فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی روی خوش نشان نداد. او که به عنوان منتقدی آگاه و موشکاف شناخته میشد، معتقد بود که «روح شعر و نقد، در الگوریتمها گم میشود».
این نگاه، ریشه در درک عمیق او از «ماهیت» هنر داشت. مجابی در مقام منتقدی که سالها به بررسی و تحلیل آثار هنری پرداخته بود، خوب میدانست که یک اثر هنری، بیش از آنکه محصول «محاسبه» باشد، حاصل «تجربه زیسته»، «شهود» و «درک عاطفی» هنرمند است. همانگونه که پژوهشگران معاصر نیز تأکید کردهاند، نقد ادبی تا حد زیادی به «ادراک زیباشناختی» و «شهود هرمنوتیک» وابسته است که در ذات ماشین قابل بازتولید نیست .
مجابی به عنوان یک هنرمند چندوجهی، شاید بهتر از هر کس دیگری میدانست که «لحظه» در هنر - آن نگاه، آن مکث، آن تحول ناگهانی احساس - چیزی است که هیچ الگوریتمی، هرچند هوشمند، قادر به بازتولید آن نیست. او حتی در بستر بیماری، دست از نقاشی نکشید و آثاری خلق کرد که حاصل «زندگی» او بود، نه حاصل «دادههای ورودی» به یک مدل محاسباتی .
بخش دوم: هوش مصنوعی در هنر و نقد؛ ابزار یا تهدید؟
از تولید تصویر تا «ربات منتقد»
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر وارد عرصه تولید محتوای هنری و نقد ادبی شده است. مدلهای پیشرفته یادگیری عمیق اکنون قادرند بر اساس چند کلمه یا یک طرح ساده، تصاویر پیچیده و حتی آثار هنری با سبکهای گوناگون تولید کنند . نمونههایی مانند «پرتره ادموند بلامی» که در حراج کریستی به فروش رسید، بحثهای زیادی را درباره جایگاه هنر ساخته هوش مصنوعی برانگیخته است .
اما فراتر از تولید تصویر، هوش مصنوعی اکنون وارد عرصه «نقد» نیز شده است. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران، امروزه «رباتهای منتقد» در کلاسهای نقد ادبی حضور یافتهاند و با بهرهگیری از نظریههای متنوع نقد ادبی، قادرند متون ادبی را با روشهای عینی و دقیق نقد و تحلیل کنند . این تحلیلها بر پایه دادههای بزرگ، الگوشناسی، و خوانش جزءنگر محاسباتی انجام میشود و میتواند الگوهای تکرارشونده، ایماژها و تمها را با دقت محاسباتی شناسایی و صورتبندی کند .
این پدیده که برخی پژوهشگران آن را «ناقد سایبورگ» نامیدهاند، ترکیبی از بینش تفسیری انسان و امکانات محاسباتی ماشین را شکل میدهد . با وجود مزایایی مانند سرعت بالا و تحلیل حجم عظیم داده، این رویکرد با چالشهای فلسفی جدی مواجه است: جانشینی فهم محاسباتی به جای ادراک زیباشناختی، از دست رفتن بینش فردی انسانی، و فقدان حساسیت فرهنگی که ممکن است به تفسیر نادرست یا تحریف آثار فرهنگی منجر شود .
داستان «میدجرنی» و جایزه هنری؛ دعوای اصالت و الگوریتم
در سال ۲۰۲۲، جیسون آلن، طراح بازی، با اثری که با استفاده از ابزار هوش مصنوعی «میدجرنی» خلق کرده بود، در نمایشگاه ایالتی کلورادو جایزه اول را برد . این اتفاق، چالشهای بزرگی را در رسانههای اجتماعی به پا کرد و منتقدان آن را «تهدیدی برای هنرمندان» خواندند .
همین بحث، به خوبی نشان میدهد که نگاه مجابی به هوش مصنوعی، صرفاً یک «پیشداوری» نبود، بلکه هشداری بود به جامعه هنری درباره خطری که از سمت ماشینهای محاسبهگر متوجه «اصالت» و «روح» هنر است. سوالی که امروز در محافل هنری و ادبی جهان مطرح است، دقیقاً همان سوالی است که مجابی سالها پیش به آن پاسخ داده بود: آیا اثری که توسط الگوریتم تولید شده، میتواند «هنر» محسوب شود؟
جدول مقایسه: نگاه مجابی در برابر رویکرد هوش مصنوعی
ویژگینگاه جواد مجابیرویکرد هوش مصنوعیمبنای خلق اثرتجربه زیسته، شهود، درک عاطفی و فرهنگیدادههای آموزشی، الگوریتمهای آماری، تحلیل محاسباتیمنبع نقدبینش فردی، درک تاریخی و اجتماعی اثرالگوهای تکرارشونده، تحلیل کمی و دادهمحورنقش هنرمندخالق اصلی و محوری اثرکاربر یا هدایتکننده الگوریتماصالت اثرمنحصربهفرد و غیرقابل تکرارقابل تکرار بینهایت بارارتباط با مخاطبارتباط عاطفی و همدلیشبیهسازی ارتباط بدون درک واقعینمونههااشعار و نقدهای مجابیپرتره ادموند بلامی (کریستی)، آثار میدجرنیجایزه هنریدریافت جوایز متعددبرنده جایزه در کلورادو (جیسون آلن)
بخش سوم: مجابی و پرسش همیشگی؛ هنرمند یا ماشین؟
محدودیتهای هوش مصنوعی در هنر
با وجود پیشرفتهای چشمگیر، هوش مصنوعی در چند حوزه کلیدی با محدودیتهای جدی مواجه است که نگاه مجابی را توجیه میکند:
۱. تجربه زیسته: هوش مصنوعی «زندگی» نکرده است. نمیداند عاشق شدن یعنی چه، نمیداند مرگ یک عزیز چه احساسی دارد، و نمیداند که طنز تلخ یک نویسنده، ریشه در چه تجربهای دارد. تمام «دانش» آن، از دادههایی است که انسانها تولید کردهاند، نه از «زندگی» که خودش آن را زیسته باشد.
۲. شهود و خلاقیت اصیل: هوش مصنوعی اساساً یک «ماشین بازتولید» است. میتواند بر اساس الگوهای موجود، ترکیبهای جدیدی خلق کند، اما نمیتواند یک «سبک جدید» را از صفر ابداع کند.
۳. درک زمینه: هوش مصنوعی «چرایی» یک اثر را درک نمیکند. میتواند تحلیل کند که یک شعر از چه الگوهای وزنی و زبانی پیروی کرده، اما نمیتواند «درد» شاعر را در آن لایهها تشخیص دهد.
۴. قضاوت اخلاقی و فرهنگی: نقد یک اثر هنری، نه فقط تحلیل فنی، بلکه قضاوتی اخلاقی و فرهنگی است. هوش مصنوعی فاقد این نوع قضاوت است.
«منتقد دوگانه»؛ الگویی که مجابی به آن اعتقاد نداشت
برخی پژوهشگران معاصر، از شکلگیری مدل «منتقد دورگه» (سایبورگ) سخن میگویند؛ ترکیبی از بینش تفسیری انسان و امکانات محاسباتی ماشین که نقد ادبی را به سوی جهانشمولی و همگانی شدن سوق میدهد . اما مجابی به چنین ترکیبی اعتقاد نداشت. او هرگز به هوش مصنوعی روی خوش نشان نداد، چراکه معتقد بود «روح» شعر و نقد، در الگوریتمها گم میشود.
این موضع، او را به یکی از آخرین بازماندگان نسل منتقدانی تبدیل کرد که بر «اصالت انسانی» در هنر تأکید داشتند.
جمعبندی نهایی؛ میراثی که در برابر الگوریتم میایستد
جواد مجابی در طول شش دهه فعالیت ادبی و هنریاش، هرگز به فناوریهای نوین مثل هوش مصنوعی روی خوش نشان نداد؛ او معتقد بود که روح شعر و نقد، در الگوریتمها گم میشود.
این جمله، نه یک «ضدیت تکنولوژیک» ساده، بلکه تأملی عمیق درباره ماهیت هنر و نقش انسان در آفرینش بود. مجابی به عنوان یک شاعر، رماننویس، طنزپرداز، نقاش و منتقد برجسته، بهتر از هر کس دیگری میدانست که «لحظه» در هنر - همان لحظهای که یک بازیگر با نگاهش خنده را به اشک تبدیل میکند، یا شاعری با یک کلمه، دریایی از معنا را میگشاید - چیزی است که هیچ الگوریتمی، هرچند هوشمند، قادر به بازتولید آن نیست.
امروز، در روزگاری که رباتهای منتقد در کلاسهای نقد ادبی حضور یافتهاند و مدلهای هوش مصنوعی مانند میدجرنی در مسابقات هنری جایزه میبرند ، پرسش مجابی بیش از هر زمان دیگری به روز شده است: آیا هنری که ماشین میسازد، همان «روح» را دارد که هنر انسانی؟
پاسخ مجابی روشن بود: «نه». او با تمام وجود به این «نه» گفتن پایبند ماند و میراثی از اصالت انسانی در هنر از خود به جا گذاشت. میراثی که امروز، در آستانه عصر ماشینهای سخنگو و نقاش، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
گفتوگو
دیدگاهها(۰)