«هوش مصنوعی برای پنتاگون فقط یک ابزار نیست؛ یک سرباز بی‌خواب، بی‌احساس و بی‌بازگشت است.» این جمله شاید دقیق‌ترین توصیف از تحولی باشد که در سال‌های اخیر در قلب وزارت دفاع آمریکا در حال وقوع است.

پنتاگون دیگر تنها به دنبال اتوماتیک‌سازی موشک‌ها، پهپادها و سیستم‌های نظارتی نیست. هدفی فراتر در دستور کار قرار دارد: اتوماتیک‌سازی خود «تاب‌آوری ذهنی» سربازان و «تصمیم‌گیری» در میدان نبرد. در این چشم‌انداز جدید، هوش مصنوعی نه تنها تصمیم‌گیری در جنگ را متحول می‌کند، بلکه در حال تغییر تعریف «سرباز» و مرز میان انسان و ماشین است.

بخش اول: سرباز بی‌خواب؛ هوش مصنوعی در قلب عملیات‌های نظامی

Maven؛ وقتی زنجیره کشتار به ثانیه می‌رسد

پروژه «میون» (Project Maven) که در سال ۲۰۱۷ به عنوان یک آزمایش کوچک برای کمک به تحلیل‌گران نظامی در پردازش حجم عظیم فیلم‌های پهپادی آغاز شد، امروزه به سیستمی گسترده و «درون‌ساختار رسمی» پنتاگون تبدیل شده است .

بر اساس گزارش‌ها، Palantir با دریافت قراردادی به ارزش ۴.۸ میلیارد دلار (که بعداً به ۱۳ میلیارد دلار افزایش یافت)، مسئولیت توسعه این سامانه را بر عهده گرفته است . Maven یک سامانه فرماندهی و کنترل یکپارچه است که قادر است داده‌های ماهواره‌ها، پهپادها، رادارها، سنسورها و گزارش‌های اطلاعاتی را به سرعت تحلیل کند و تهدیدات یا اهداف بالقوه را به طور خودکار شناسایی نماید. این شامل تشخیص وسایل نقلیه نظامی، ساختمان‌ها و تأسیسات ذخیره‌سازی سلاح دشمن است .

نکته قابل‌تأمل، سرعت این سامانه است. به گزارش رسانه‌ها، در گذشته فرآیند شناسایی و هدف‌گیری برای حملات هوایی ساعت‌ها زمان می‌برد، اما اکنون با Maven این کار تنها چند ثانیه طول می‌کشد . در جریان درگیری‌های اخیر با ایران، گزارش شده که نیروهای آمریکایی تنها در عرض سه هفته از این سامانه‌ها برای انجام هزاران حمله دقیق استفاده کرده‌اند .

این سامانه، سربازی است که هرگز خسته نمی‌شود و با سرعتی فراتر از توان انسانی، داده‌ها را به «هدف» تبدیل می‌کند.

GenAI.mil؛ سربازان دیجیتال برای ۳ میلیون نفر

در شهریور ۱۴۰۵ (سپتامبر ۲۰۲۶)، پنتاگون اعلام کرد که پلتفرم هوش مصنوعی خود با نام GenAI.mil را برای ۳ میلیون پرسنل نظامی و غیرنظامی خود گسترش داده است . این پلتفرم که در دسامبر ۲۰۲۳ راه‌اندازی شده بود، اکنون نسخه‌های نظامی ChatGPT از OpenAI و Grok از xAI (متعلق به ایلان ماسک) را در اختیار کارکنان وزارت دفاع قرار می‌دهد .

این پلتفرم در سطح «Impact Level 5» اجرا می‌شود، به این معنا که می‌تواند اطلاعات حساس اما طبقه‌بندی‌نشده دولت آمریکا را پردازش کند و داده‌ها در یک محیط بسته نگهداری می‌شوند و برای آموزش مدل‌ها استفاده نخواهند شد . کاربردهای این سامانه شامل موارد غیرنظامی مانند بهبود کارایی در امور اداری، لجستیک و مدیریت زنجیره تأمین است .

با این حال، کارشناسان نسبت به این توسعه هشدار داده‌اند. نیکولا شایان، مدیر سابق فناوری اطلاعات وزارت دفاع آمریکا، در نقدی تند اعلام کرده که این پلتفرم چیزی بیش از یک «صفحه ورود با سه لینک» نیست و فاقد یکپارچگی واقعی و قابلیت‌های پیشرفته عامل‌های هوشمند است که می‌توانستند وظایف را به طور خودکار انجام دهند . به گفته او، این سیستم نسبت به فناوری‌هایی که دو سال پیش در شبکه‌های طبقه‌بندی‌شده اجرا می‌شد، «عقب‌تر» است .

بخش دوم: سرباز بی‌احساس؛ حذف «قضاوت انسانی» از میدان نبرد

قراردادهایی که خطوط قرمز را جابه‌جا می‌کنند

در اوایل سال ۲۰۲۶، پنتاگون با غول‌های فناوری از جمله OpenAI، گوگل، xAI، انویدیا، مایکروسافت، آمازون و Reflection AI قراردادهایی به ارزش ۲۰۰ میلیون دلار برای استقرار هوش مصنوعی در شبکه‌های طبقه‌بندی‌شده منعقد کرد . این قراردادها به پنتاگون اجازه می‌دهد از پیشرفته‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی برای «هر هدف قانونی» استفاده کند .

با این حال، استفاده از عبارت «هر هدف قانونی» باعث ایجاد اختلافات جدی شد. شرکت Anthropic، که مدل Claude را توسعه داده، از پذیرش این بند خودداری کرد و بر دو «خط قرمز» غیرقابل‌مذاکره اصرار داشت: ممنوعیت استفاده از سیستم‌های آن برای نظارت گسترده داخلی و ممنوعیت استفاده در جنگ‌افزارهای کاملاً خودکار .

داریو آمودی، مدیرعامل Anthropic، استدلال کرد که سیستم‌های فعلی هوش مصنوعی فاقد قضاوت انسانی سربازان هستند و می‌توانند به آسیب‌های ناخواسته به غیرنظامیان یا نیروهای متحد منجر شوند . او اعلام کرد که شرکت حاضر نیست فناوری‌ای ارائه دهد که ممکن است جان انسان‌ها را به خطر بیندازد .

تنبیه یک شرکت به خاطر «اخلاق»

در پاسخ به این مخالفت، دولت ترامپ دستور توقف استفاده از فناوری Anthropic را در تمام آژانس‌های فدرال صادر کرد و پیت هگزت، وزیر جنگ آمریکا، این شرکت را به عنوان «ریسک زنجیره تأمین امنیت ملی» معرفی کرد .

اما این اقدام با واکنش قضایی مواجه شد. در ۲۶ مارس ۲۰۲۶، قاضی فدرال ریتا لین حکم داد که این اقدام دولت «غیرقانونی» و «تلافی‌جویانه» بوده و مبنایی ندارد . قاضی تأکید کرد که اگرچه وزارت جنگ در انتخاب فروشنده هوش مصنوعی آزاد است، اما شواهد نشان می‌دهد که اقدامات گسترده علیه Anthropic «غیرقانونی و بی‌اساس» بوده است . او در حکم خود نوشت: «توسل توخالی به امنیت ملی، چکی سفید برای مجازات و تلافی علیه منتقدان دولت نیست» .

این پرونده نشان داد که «سرباز بی‌احساس» پنتاگون، نه تنها از قضاوت انسانی بی‌بهره است، بلکه هرگونه مانع اخلاقی را نیز از سر راه خود برمی‌دارد. رسانه‌های چینی این رویداد را نمادی از «هژمونی فناوری» آمریکا توصیف کرده‌اند که منافع شرکتی را در خدمت قدرت دولتی قرار می‌دهد و ریسک تبدیل فناوری‌های پیشرفته به ابزارهای اجبار را به همراه دارد .

هشدار جامعه بین‌المللی

کارشناسان بین‌المللی نسبت به این روند هشدار داده‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که استفاده از هوش مصنوعی در شناسایی و هدف‌گیری نظامی، می‌تواند با خطاهای جدی همراه باشد.戰場 محیطی پیچیده، داده‌ها ممکن است قدیمی یا دارای نویز باشند و خود مدل‌ها نیز ممکن است دارای سوگیری باشند .

نگرانی اصلی این است که نقش انسان در تصمیمات مرگ‌و‌زندگی تضعیف شود. هوش مصنوعی ممکن است تحلیل‌های کمکی ارائه دهد، اما نمی‌تواند جای انسان را در تصمیم‌گیری‌های حیاتی بگیرد . خطر شناسایی اشتباه اهداف و کشته شدن غیرنظامیان، یکی از مهم‌ترین پیامدهای این رویکرد است .

بخش سوم: سرباز بی‌بازگشت؛ دستکاری ذهن انسان

NEUSLeeP؛ وقتی اولتراسوند «ترس» را پاک می‌کند

فراتر از تصمیم‌گیری در میدان نبرد، پنتاگون به دنبال تغییر خود «سرباز» است. پروژه‌های پیشرفته‌ای مانند NEUSLeeP که در دانشگاه تگزاس در حال توسعه است، با استفاده از اولتراسوند و پایش الکتروانسفالوگرافی، مستقیماً ساختار خواب انسان را دستکاری می‌کند .

این دستگاه قابل‌حمل که تنها ۱۰۳ گرم وزن و ۳.۵ میلی‌متر ضخامت دارد، با تحریک غیرتهاجمی ناحیه عمقی مغز (تالاموس تحتانی) با امواج فراصوت، می‌تواند زمان ورود به خواب REM (مرحله‌ای که مغز احساسات را پردازش می‌کند) را به طور متوسط ۴۳ دقیقه کاهش دهد و مدت آن را حدود ۱۶ دقیقه افزایش دهد .

پژوهشگران این پروژه، از جمله کای‌رونگ تانگ و هوی‌لیانگ وانگ، تأکید دارند که این فناوری می‌تواند برای درمان اختلالات خواب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) کاربرد داشته باشد . اما کاربرد نظامی آن نیز قابل‌تصور است: سربازی که با یک وصله روی سر، می‌تواند خواب خود را بهینه‌سازی کند، خستگی را کاهش دهد و حتی احتمالاً تأثیرات روانی جنگ را کاهش دهد.

این فناوری، تصویر سربازی را ترسیم می‌کند که بدن و ذهن او به میدان نبردی برای الگوریتم‌ها تبدیل شده است. یک «سرباز بی‌بازگشت» که نه تنها هرگز از صحنه نبرد خارج نمی‌شود، بلکه حتی در خواب نیز تحت کنترل فناوری قرار دارد.

جمع‌بندی نهایی؛ ارتش جدید، جهان جدید

«هوش مصنوعی برای پنتاگون فقط یک ابزار نیست؛ یک سرباز بی‌خواب، بی‌احساس و بی‌بازگشت است.»

این جمله، توصیف دقیقی از تحولی است که در حال وقوع است. هوش مصنوعی در ارتش آمریکا، از سامانه Maven که زنجیره کشتار را از ساعت‌ها به ثانیه کاهش می‌دهد ، تا پلتفرم GenAI.mil که ۳ میلیون پرسنل نظامی را به هوش مصنوعی مجهز می‌کند ، و تا پروژه NEUSLeeP که ساختار خواب و احساسات سربازان را دستکاری می‌کند ، دیگر یک ابزار کمکی نیست. او یک سرباز است؛ سربازی که خسته نمی‌شود، احساس ندارد و هیچ‌گاه بازنمی‌گردد.

اما این تحول، مانند هر تحول بزرگ فناوری، با چالش‌های جدی همراه است. از نگرانی‌های اخلاقی درباره حذف قضاوت انسانی از تصمیمات نظامی ، تا اختلافات حقوقی بر سر خطوط قرمز استفاده از هوش مصنوعی ، و تا هشدار کارشناسان درباره خطاهای هوش مصنوعی در戰場 که ممکن است به کشته شدن غیرنظامیان منجر شود .

واقعیت این است که بشریت در آستانه دورانی قرار دارد که در آن، ماشین‌ها نه تنها به انسان‌ها در جنگیدن کمک می‌کنند، بلکه جای آنها را در میدان نبرد، در اتاق‌های فرماندهی و حتی در ذهن آنها می‌گیرند. پرسش اساسی این است که آیا «سرباز بی‌احساس» می‌تواند «جنگ عادلانه» را تعریف کند؟ و اگر مرز میان انسان و ماشین در جنگ محو شود، چه چیزی از «انسانی» بودن جنگ باقی می‌ماند؟